ابوریحان محمد بن احمد خوارزمی بیرونی یکی از بزرگترین دانشمندان جهان اسلام به سال 362 ه.ق در روستای «بیرون» از شهر خوارزم در یک خانواده گمنام بدنیا آمد. از دوران کودکی بیرونی اطلاعات دقیقی در دست نیست، لکن خصلت تحقیق و هوش سرشار وی زبانزد همه بوده است. در دوران جوانی به خراسان که در آن زمان مرکز علمی بزرگی بود سفر کرد. به خاطر هوش و استعداد زیاد، خیلی زود در علوم زمان خود استاد شد. در جوانی به قلمرو شاهان سامانی راه یافت و با سلطان منصور که خود از ریاضی دانان و منجمان بزرگ بود، آشنا شد و تحت تعلیم و تربیت وی قرار گرفت. در همین سال ها بود که با ابن سینا که هفت سال از او کوچک تر بود آشنا شد.
نخستین مربی ابوریحان بیرونی مردی یونانی بود که در دوران کودکی نام یونانی گیاهان و داروها را به وی آموخت. دومین استاد وی، ابونصر منصور علی عراق از خاندان آل عراق که خود از ریاضی دانان و منجمان بزرگ بوده می باشد. سومین استاد ابوریحان که در رشته حکمت و علوم عقلی شهرت داشت عبدالصمد حکیم بوده
بیرونی از پرکارترین دانشمندان است و آثار علمی وی فراوان است. وی گذشته از معارف نقلی (کلام، فقه و حدیث) تقریبا در همه رشته های تخصصی علوم عقلی اثری ارزشمند از خود به جای گذاشته است.
درگذشت او را در ۲۷ جمادیالثانی ۴۴۰ قمری میدانند.
#مفهوم_دولت
از دیدگاه وی اولا: تاسیس جامعه سیاسی و دولت برای سعادت اجتناب ناپذیر است . ثانیا نظام سیاسی باید مبتنی بر عدالت باشد. ثالثا معیار عدالت، قانون صحیح است. رابعا قانون صحیح آن است که توام با منصوصات الهی باشد.بدین ترتیب ابوریحان دین را با سیاست در هم می آمیزد و در نهایت وجود دولت را امری بسیار ضروری تلقی می کند.
صفات دولت
1. عدالت
2. امنیت
3. آسایش
4. آبادانی و رفع ظلم از رعیت
انواع دولت
انواع دولت از منظر بیرونی را می توان این گونه بیان کرد:
1.دولت کامله یا آرمانی
بیرونی برای ترسیم دولت آرمانی به عبارت های افلاطون و ارسطو در خصوص شهر برین و آسمانی و نیز شهر فروئین اشاره دارد. شهر خدا و دولت بیرونی در آسمانها نیست بلکه دولتی زمینی است که به شکل کامل در زمان پیامبر(ص) وجود دارد دولت های دیگر تنها در صورتی که مبتنی بر عقل یا منتسب به دولت مذکور باشد حصه ای از مشروعیت را خواهند برد.پس حکومت آرمانی که مدینه فاضله تلقی می شود، حکومت انبیا است
2.خلافت
خلافت را به عنوان یک واقعیت خارجی مطرح کرده و از انواع حکومت ها می داند.
3.سلطنت عادله
وقتی به توصیف دولت منصور شمس المعالی می پردازد، آن را به عنوان سلطان عادل ستایش می کند.
4.دولت جائر یا جاهله
از نظر بیرونی، اگر دولتی صفت عدالت را نداشته باشد و هدفش امنیت، آسایش، آبادانی و رفع ظلم از رعیت نباشد دولت غیر مشروع و دولت فرعونی است. بدین ترتیب حق حکومت اولا و بالذات از آن خداست ولی در مرتبه بعد از آن رسول خداوند(ص) می باشد.
اساس تحلیل های مارکس اندیشه تضاد طبقاتی و مناسبات تولید است.به نظر او
اجتماع بشری زیربنایی دارد و روبنایی دارد و روبنا منعکس کننده زیر بناست.
زیر بنا همان مناسبات تولید یا به عبارت روشنتر مناسبات میان مالکان وسایل
تولید و کارگر هاست.قانون بخشی از روبناست که مناسبات تولید درآن انعکاس مییابد.
قانون در کنترول طبقه حاکم قرار دارد و ابزاری است که طبقه حاکم برای استمرار حکومت
خویش و استضاف طبقه کارگر از آن بهره می جوید.آن ها که وسایل تولید را در کنترول خود
دارند تولیدات فکری جامعه را هم کنترول می کنند.
آستین که در سال 1790 تولد شده و در سال 1859فوت کرد وی بر آن است که قانون چیزی جز حکم حاکم نیست.او البته یک متفکر پوزیتیوست است و قانون را آنچنان که هست می بیند.تعریف او از قانون که به نظریه حکم معروف است در دوکلمه خلاصه می شود:حکم و حاکم.نخست ببینیم حکم چیست؟آستین می گوید سه عنصر در حکم قابل تشخیص است:اول محتوا که آن عبارت از خواست موجودی عاقل از موجود عاقلی دیگر می خواهد کاری را بکند یا کاری را نکند؛دوم صورت،وآن عبارات و اشاراتی است که در بیان محتوا به کار گرفته می شود؛شوم ضمانت اجرایی،که پی آمد تخلف از محتوا را معلوم می کند.آستین می گوید:قانون اگر چه حکم است اما هر حکمی قانون نیست،قانون نوع خاصی از حکم است.حکم آنگاه صورت قانون دارد که منتسب به شخص یا مقامی به عنوان حاکم باشد(موحد،249:1384)
به دین سان او عقیده دارد که حکمی که از جانب مقام اول حکومت صادر نکردیده باشد قانون شمرده نمی شود و شروط قانون بودن فرامان همان است که شخص اول آنرا صادر کند.
اما حاکم از نظر آستین کسی است که در یک جامعه سیاسی رکن مستقل ریاست فائقه دارد.آستین می گوید اگر جامعه ای باشد که قاطبه مردم آن از سروری اطاعت کنند و آن سرور خود در اطاعت سرور دیگری نباشد آن سرور را حاکم و آن جامعه را جامعه سیاسی مستقل می نامند.سرور ممکن است یک فرد باشد و نیز ممکن است که این عنوان به جمعی متشکل از افراد اطلاق شود. (موحد،249:1384)
1-موحد،محمد علی(1384) در هوای حق و عدالت،نشر:کارنامه،چاپ سوم،تهران.

نویسنده: مسعود تلخابی
جامعه شناسی پیش بینی رفتار اجتماعی را ممکن می سازد، و راه نظارت بر آن را هموار می سازد. این مقصد در جامعه نوین به صورتهای گوناگونی تحقق می یابد. (کوئن 1372, 2)
جامعه شناسی به تخفیف تعصب ها و پیشداوری هایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کند. (کوئن 1372, 2)
جامعه شناسی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد. (کوئن، 1372: 2)
منابع:
کوئن, بروس) 1372(.درآمدی به جامعه شناسی. ترجمه محسن ثلاثی. تهران: فرهنگ معاصر.
میگن:شخصی از یک دهات میگذشت که یک خانه ی پُر گرد و غبار را دید!پرسید این خانه از کیست؟ گفتند:از سعدی: پرسید یعنی سعدییِ شیرازی؟ گفتند بلی.
روزی آن مرد سعدی را دید و گفت:
سعدیا شیرازیا نامت به سر ! خانه ات را دیدم از خاک و خز است.
و سعدی در جوابش گفت:
دیگران رفتند و ما نیز می رویم! از برایِ چند روزِ ما بس است.
واقعا که سعدی مرد بزرگی است!
نسل کشی بوسنی به دو نسل کشی توسط نیروهای صرب در سربرنیتسا در سال 1995 و پاکسازی قومی که در سراسر بوسنی توسط ارتش صرب در طول جنگ 1992-1995 انجام گرفته است مربوط میشود. این کشتار را دومین فاجعه انسانی در اروپا پس از جنگ جهانی دوم میدانند. گرچه پس از آنکه در 11 ژوئیه 1995 نیروهای مسلح صرب وارد شهر سربرنیتسا (در بوسنی و هرزگوین امروزی) شدند سازمان ملل پیشتر این منطقه را زیر پوشش امنیتی خود قرار داد اما سربازان صرب در مدت 5 روز اشغال این شهر 8هزار مسلمان را قتل عام کردند.
جنگ بوسنی سرانجام در سال 1995 با مداخله نظامی امریکا و نیروهای ناتو به پایان رسید؛ دادگاههای بین المللی بعدها از این کشتار با عنوان نسل کشی یاد کردند."رادووان کاراجیچ" رییس جمهوری اسبق صربستان و "راتکو ملادیچ" فرمانده اسبق ارتش صربستان، عاملین اصلی این جنایت شناختهشدند که کاراجیچ و ملادیچ به ترتیب در سال 2008 در "بلگراد" و 2011 در "لازاروو" دستگیر شدند.
گفتنی است چندی قبل "گاردین" در گزارشی اعلام کرد که بر اساس اسناد طبقهبندی شده دولتهای امریکا، انگلیس و فرانسه شهر سربرنیتسا را که سازمان ملل "منطقه امن" اعلام کرده بود، تسلیم صربها کردند.
❤
❤اسلامم آرزوست
❤
❤
ღروزی پیامبر اسلام(ص)، با گروهی از اصحابش کنار راهی نشسته و مشغول گفتگو بودند . در این هنگام، جنازهای از دور به نظر رسید . رسول خدا(ص) به احترام جنازه، از جای برخاست . دیگر اصحاب هم به پیروی از حضرت، بلند شدند و ایستادند . وقتی جنازه عبور داده شد، کسی از حضرت پرسید: «چرا به احترام جنازه یک یهودی برخاستید ؟». رسول اکرم(ص) از این پرسش، ناراحت شد و فرمود: « همه باید به جنازه، بدون توجّه به مذهب یا اُمّتی که به آن متعلّق بوده، احترام کنند ؛ ولی حساب آن میت، با خداست».ღ
منبع: داستانهایی از زندگی پیامبر ما، غلامرضا سعیدی، ص 146.
اهل افغانستانم
اولاد آریانم
فرزند خراسانم
قبل از همه انسانم
**********
از انسانیت شادم
از تعلق آزادم
فارغم ز تبعیض
جنس و قوم و نژادم
*************
آزادگی ما
ایستادگی ما
همبستگی ما
رمز بقای ماست
**********
خدای ما یکیست
وطن ما یکیست
نی سنی و نه شیعه
اما مسلمانم
************
دنیای انسانی
دوستی و همدلی
یا ری و برادری
بی حد و انتهاست
************
انسان و همدمیم
همه فرزند آدمیم
اعضای باهمیم
در اصل آفرینش از یک جوهریم
**************
اهل افغانستانم
اولاد آریانم
فرزند خراسانم
قبل از همه انسانم
عبدالوکیل کوچی
یا بیا مسلمان شو یا مرا نصارا کن