خراسان جاویدان

حضرت علی : هر کس کلمه ای به من بیاموزد مرا بنده خویش می کند×××حضرت عمر:دوستان را بر مبنای تقوا و پرهیزکاری انتخاب کن.

خراسان جاویدان

حضرت علی : هر کس کلمه ای به من بیاموزد مرا بنده خویش می کند×××حضرت عمر:دوستان را بر مبنای تقوا و پرهیزکاری انتخاب کن.

چه زیبا سرود فردوسی


کجا رفت آن دانـش و هـوش ما/که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان/ز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیـــم خوار؟/خرد را فکندیم این سان زکار
از آنروز دشـمن بما چیره گشت/که ما را روان و خرد تیـره گشت
به یـزدان که گرما خرد داشتیم/کجا این سر انجام بد داشتیم
#فردوسی

کشف آمریکا و بازار داغ تجارت برده


آنگاه که پای اروپایان به قاره آفریقا بازشد جریان تازه‌ای از تجارت برده آغاز گردید.پاپ نیکولاس پنچم توقیعی ویژه برای آلفونسوی پنچم پادشاه پرتغال صادر کرد و به نام تبلیغ مسیحیت به او جازه داد تا در مناطق تازه ای که کشف می شود بت پرستان را به بردگی خود در آورد.پادشاه اسپانیا از سال1528تا1658میلادی پروانه های انحصاری صادر می کرد، که دارندگان آن پروانه‌ها بردگان را از آفریقا به متصرفات اسپانیا در آمریکا منتقل می کردند.درقرن هفدهم میلادی مثلث تجارت برده بوجود آمد.راس این مثلث در بریتانیا بود:کالاها و مواد مصنوعی اروپا را به آفریقا می‌بردند و در مقابل بهای آن برده تحویل می گرفتند و آن بردگان را برای فروش دربازار های آمریکا به نیویورک منتقل می کردند.آنگاه کالاهایی را که به وسیله همین برده ها تولید می‌شد به اروپا حمل می کردند.منافع حاصل در این تجارت برده،چنان که پیشتر آوردیم،یکی از مهمترین عوامل رونق و شکوفایی صنعتی آمریکا بود.در طول مدت دو قرن پانزدهم وشانزدهم میلادی تقریبا 15میلیون آفریقایی به بردگی به بازارهای قاره جدید انتقال یافتند.حتی برخی منابع شمار انسان‌هایی را که تنها در دو قرن هفدهم و هجدهم میلادی بدست اروپاییان در آفریقا به بردگی افتادند تا18میلیون نفر بر آورد کرده اند.در میان اروپاییان،هلندی‌ها و انگلیسی‌ها بیش از دیگران در این ماجرای سرتاپا قساوت و شقاوت دست داشتند.
بر گرفته از کتاب در هوای حق وعدالت اثر محمد علی موحد.ص456

اهداف جامعه شناسی


نویسنده: مسعود تلخابی

 

جامعه شناسی پیش بینی رفتار اجتماعی را ممکن می سازد، و راه  نظارت بر آن را هموار می سازد. این مقصد در جامعه نوین به صورتهای گوناگونی تحقق می یابد. (کوئن 1372, 2)

جامعه شناسی به تخفیف تعصب ها و پیشداوری هایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کند. (کوئن 1372, 2)

جامعه شناسی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد. (کوئن، 1372: 2)

 

منابع:

کوئن, بروس) 1372(.درآمدی به جامعه شناسی. ترجمه محسن ثلاثی. تهران: فرهنگ معاصر.

 

 

تحولات اجتماعی مصر باستان

تحولات اجتماعی مصر باستان

تحول اجتماعی

جامعه در مصر باستان خانواده های کوچک و بزرگ وابسته به نظام پدر سالاری را در بر می گرفت.

پسر بزرگ خانواده بعد از پدر شخصیت ارشد به شمار می آمد و وارث اصلی بود . چنین ضابطه ای در میان اتروسک هامعتبر بوده و در واقع همین پسر بزرگ  آنچه از پدر به جای می ماند یا بخش عمده و قابل ملاحظۀ آن را به ارث می برد. پدر یا  پسر به عنوان رئیس خانواده حق داشت اموال  خود را به غیر واگذار کند و یا بخشی از آن را برای هر مدتی که بخواهد به هر کسی  واگذار کند و پس از مدتی از وی پس  بگیرد. مادر خانواده که در واقع رئیسۀ آن جمع خانوادگی به شمار می آمد، از اختیارات ، اعتبار و امتیازات عمده ای برخوردار بود. در این مقطع  زمانی مصریان همانند قبطیان قدیم  که  نیاکانشان  بودند، خود را فرزندان مادرانشان می خواندند، نه  پدرانشان. این امر نشانۀ همان نظام مادرسالاریدوران بسیار کهن مصر است که به این طریق تظاهر می کرد و از قبطیان به مصریان رسیده است  بود. به سخن دیگر زن از اختیارات سیاسی  نیز برخوردار بود و می توانست ارکان سیاسی را هدایت کند و حتی بر کشور فرمانروا شود . در این صورت اگر زنی به حکومت می رسید، تاج و تخت مصر رسماً از این مادر به دختر او انتقال می یافت. در مزارع  کشاورزی ، مراکز دامپروری، کارگاه های  تولیدی و تأسیسات صنعتی و اقتصادی ، زمام داران (فراعنه- شاهان) ، کاهنان  متولیان معابد و اشراف ، نه تنها بردگان و اسیران، بلکه  مردان آزاد را نیز به کار می گرفته اند. در پاره ای از متون تاریخی  مصریان از این دسته از نیروی  کار به نام «مِرتو»یاد شده است. این  دسته از نیروهای  مولد در مراکز تولیدی ، معمولاً گروه هایی  را  سازمان می دادند که  دارای رئیسی  بود. این گروه ها  یا سرکرده ها  در تصاویر و کنده کاری های  مقابر بزرگان  به صورت کسانی  که  بر بالای  سر اعضای گروه با  شلاق  و چوبدستی ایستاده اند  مجسم شده اند. در دست داشتن تازیانه  یا چوبدستی به  معنای تلقی  دیگران یعنی سایر اعضای گروه به عنوان زیردستان، بردگان یا  فرمانبرداران است. گروهی از تحلیل گران مرتوها را بردگان و سرکردگان  آنها را صاحبان این بردگان  دانسته اند.

در ادارۀ امور جامعه در مصر باستان  دبیرانی که کارشناس قلمداد می شده اند عملکرد کارگران را کاملاً زیر نظر داشته و ارزیابی  می کرده اند. کارگران  در مدت انجام گرفتن کار آذوقۀ خود را به صورت نان، سبزیجات و آشامیدنی دریافت  می کرده اند که برای آنان متناسب با  نوع کار و تعلق برده درمقولات جوان، میان سال، متخصص، نیمه متخصص، کارگر ساده و جزء یا  نیروی  کار سالم و توانمند، سهمیه بندی  شده بود . چگونگی  سازماندهی این برنامه ها بر کسی معلوم نیست در مقاطعی که مصریان نیروهای مولد  بیش از حد نیاز در اختیار داشته اند، از بهترین و فعال ترین شان در امر تولید استفاده کرده و حتی  بیگاری نیمه وقت  نیز معمول بوده. به روایتی این کارگران می توانستند از وقت اضافۀ خود، به کارهای دیگر و در آمدزا  بپردازند و به طور موقت به مراکزی که به آنان نیاز دارند، خدمت رسانی کنند. این قبیل کارگران می توانستند از توان و ابتکار خود در امر تولید استفاده کرده و تولیداتشان را به سود خود در بازار به فروش برسانند.

طبقۀ  حاکم در مصر آن روزگار شامل نجبای  درباری و اشراف زمین دار بود که به آنان «نومارک»می گفته اند. بی تردید  این نومارک ها از اخلاف سران نوم های  فروپاشیده  بوده اند. ارباب ها دارای املاک وسیع بودند که چندین  ده و روستا  را به طور کامل در برمی گرفت. ادارۀ  امور اقتصادی نیز در واقع در دست دیوانیان  مصری  بود و گروهی از دبیران یا به سخن دیگر کارمندان دولتی و کارشناسان پیوسته براین امور نظارت می کرده اند. بخشی از این املاک اربابان موروثی و به  پاس خدماتی که این زمینداران و سایر نجبا و اشراف به  فرعون (شاه) می دادند، قطعه زمینی  را نیز دریافت می کرده اند . در مصر باستان  کاهنان معابد (روحانیان) به عنوان متولیان امور دینی  جزو طبقۀ حاکم بوده اند.تحولات اجتماعی در اواخر عهد باستانی مصر میانه به سوی ثروتمند شدن و رفاه کارکنان دولت و کاهنان حرکت می کرد و افزون بر اشراف و نجبای برده دارکارمندان و روحانیان جزء نیز می توانستند از خدمات بردگان به صورت موقت یا تمام وقت استفاده کنند. این افراد می توانسته اند گاهی دو یا سه برده را به خدمت بگیرند. بیشتر این بردگان کنیزان جوان بوده اند. این دسته از مردم مصر گرچه به رفاه متعارف و در عین حال محدودی  دست یافته بودند، ولی  نمی توانسته اند، قبور مجلل و با شکوه برای  خود تدارک ببینند، ولی  سر درقبور و سردابه های کوچک مقابرشان با کتیبه ها و نقوش آراسته می شده است. هر مصری اعم  از اشرافی و کارمند کاهن که دارای قبور مجزا و نسبتاً مجهز که جلب توجه بکند، بودند ، برسردر قبرشان متن کوتاهی به صورت کتیبه های  فشرده، بیوگرافی (زندگی نامه) آنان نقر می گردید و در فراعنه این متن مفصل، گسترده و با حروف گرانقیمت نقر می شده است. زندگی دنیوی اشراف مصری، زندگی  اخروی آنان را نیزرقم می زده و مجسم می کرده است.مقام و منزلت اشرافیت و نجیب زادگی  نیز همانند مقام فرعونی و کهانت موروثی بوده است. از اشراف و نجبا و بزرگان و صاحبمنصبان زمین و مواریث دیگر به فرزندانشان به ترتیب اولویت تعیین شده، به وسیلۀ قانون می رسید. در بسیاری از موارد و براساس اسناد، گزارش ها و روایاتی که  مصرشناسان به دست آورده و دریافت کرده اند، مشاغل مهم  لشکری و کشوری  نیز موروثی بوده است. ظاهراً در جامعۀ مصر باستان از وجود  طبقات منفک از یکدیگر همانند آنچه در فنیقیه و سومر و بابل بوده است، سخنی به میان نیامده است، ولی نظام طایفه ای  و پدرسالاری و وجود  و حضور اشراف، کاهنان، نجبا و ثروتمندان و صاحبمنصبان در رأس امور، حاکی از آن است که مصریان نیز پای بند به اصول سلسله مراتبکه رابطۀ مستقیم با مالکیت و ثروت و تعلقات خانوادگی  دارد، داشته است. هر گاه در مصر رویدادی غیرمترقبه به وقوع می پیوست، آنان که تهیدست بودند، از همه بیشتر آسیب و زیان می دیدند ، در حالی که اشراف و اغنیا می توانسته اند ، مدتی را به خوبی و خوشی  روزگار بگذرانند. این دسته از مصریان تکیه گاه مستحکمی  به نام هیئت حاکمه داشته اند که در رأس آن فرعون قرار داشت و هرگاه موقعیت فرعون رو به ضعف  و تزلزل می نهاد ، اشراف ، اغنیا و کاهنان معابد نیز آسیب پذیر می شدند.یک اصل کلی در جوامع شرقی  بیش از هر چیز معتبر و در جامعه متبلور بوده است و آن این است که مصریان نیز همانند سومریان دو رکن اصلی یعنی  هیئت حاکمه و اشرافیت زمین دار را از یکدیگر منفک و متمایز نمی شمرده اند، به سخن دیگر اشراف و اغنیا و فراعنۀ مصر متقابلاً به بقای یکدیگر می اندیشیدند. هرگاه جنگی در می گرفت و فرعون به کمک مالی نیازمند می شد، اشراف و اغنیا گره گشای او می شدند و متقابلاً فرعون در حفظ موقعیت آنان می کوشید تا آسیبی به ثروت و سرمایۀ آنان وارد نیاید. اگر فرعون سقوط می کرد، حاکمان جدید به اشراف و اغنیا هبچ گونه ترحمی روا نمی داشتند و اگر اشراف و اغنیا تهیدست می شدند، برنامه های لشکری  و کشوری فرعون ناکام می ماند و به این ترتیب این دو گروه متقابلاً در حفظ یکدیگر مجدانه می کوشیده اند. این امر یک سلسله تحولات سیاسی را در بر می گرفته است که پیوسته فرعون یا اشراف در این تحولات برنده نبوده اند.

دانلود آهنگ چشمان سیاه از احمد ظاهر


                          ____________________       دانلود آهنگ(چشم سیاه داری)   


                                       دانلود نسخه ایرانی از منصور(چشمان سیاه قربانت شوم)                      


دانلود آهنگ فرهاد غفور


دانلود آهنگ فرهاد غفور( گلی گلستان است لارشم مزار)

 

 

 

______________________________________

دانلود از لینک مستقیم

 

 

دانلود از لینک غیر مستقیم

186433_149

 

روح‌الله نیکپا


روح‌الله نیکپا (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۸۷ در وردک) تکواندوکار اهل افغانستان است. او در المپیک پکن (وزن ۵۸ ک.گ) و المپیک لندن (وزن ۶۸ ک.گ) موفق به کسب مدال برنز شد. نیکپا نخستین و تنها ورزشکار افغان است که توانسته‌است در المپیک مدال بگیرد.

0,,16126561_303,00

زندگی ورزشی

نیکپا تکواندو را از سن ۱۰ سالگی در کابل آغاز کرد. در پی جنگ افغانستان، خانوادهٔ او به اردوگاه‌های پناهندگان افغان در ایران مهاجرت کردند. پس از آن او به عضویت تیم تکواندوی پناهندگان افغان در ایران درآمد. او در سال ۱۳۸۳ به کابل بازگشت و تمریناتش را برای آماده سازی مسابقات المپیک پی‌گرفت. روح‌الله نیکپا تکواندو کار انجمن بنیان گذاران تکواندو پومسه در افغانستان در مسابقات آزاد کره که در آن بیشتر از ۳۰ کشور شرکت داشتند، با شکست دادن ورزشکارانی از کویت، بلژیک و ژاپن مقام سوم را به دست آورد.

وی در سال ۲۰۰۸ مدال برنز قهرمانی آسیا را کسب کرده و سهمیه حضور در رقابت‌های المپیک را به دست آورد و در بازی‌های المپیک ۲۰۰۸ به مدال برنز وزن ۵۸ کیلوگرم دست یافت که نخستین مدال افغانستان در المپیک بود. او در این مسابقات در دور اول لونت تونکات از آلمان را ۰–۴ شکست داد در دور دوم ۰–۱ مغلوب گیرمو راموس مکزیکی شد. پس از صعود راموس به فینال و قهرمانی او، نیکپا در گروه بازنده‌ها ابتدا مایکل هاروی از بریتانیا را ۱–۳ شکست داد و سپس در مبارزه برای مدال برنز خوان آنتونیو راموس اسپانیایی قهرمان دو دورهٔ جهان را ۰–۴ مغلوب کرد.

nikpai

نیکپا در سال ۲۰۱۱ به در وزن ۶۸ کیلوگرم یک وزن بالاتر رفته و به مدال برنز قهرمانی جهان رسید.

وی در مسابقات قهرمانی تکواندوی آسیا در ویتنام در سال ۲۰۱۲ حریفانی از کشورهای پاکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، تایلند را شکست داد و در فینال مغلوب علیرضا نصر آزادانی از ایران شد و مدال نقره مسابقات و سهمیه شرکت در بازی‌های المپیک را برای افغانستان به دست آورد.

شغل نیکپا آرایشگری است و در باشگاه حیدری کابل تمرین می‌کند. مربی او در المپیک ۲۰۱۲ لندن مین سین هاک کره‌ای بود.

واکنش‌ها به مدال المپیک ۲۰۰۸

نیکپای پس از کسب مدال گفت:

امیدوارم این مدال پیام صلح کشور مرا پس از ۳۰ سال جنگ به جهانیان برساند.

حامد کرزی رییس جمهور افغانستان هم بلافاصله کسب مدال او را تبریک گفت و یک خانه به خرج دولت به او هدیه کرد. پس از شنیدن خبر پیروزی او در المپیک، شهرهای افغانستان غرق در شادی شد. گزارش‌های محلی حاکی از آن است که در پی این پیروزی، ملت افغانستان در شهرهای مختلف این کشور از جمله کابل، قندهار، خوست، هرات، هلمند، بلخ و نیز شهرهای دیگر افغانستان به پایکوبی و شادمانی پرداختند. رسانه‌های گروهی کشور این رویداد را به خوبی پوشش دادند.

المپیک ۲۰۱۲

نیکپا در المپیک ۲۰۱۲ در وزن ۶۸ کیلوگرم در مقابل محمد باقری معتمد از ایران در راند طلایی شکست خورد و در نهایت با پیروزی بر مارتین استمپر (Martin Stamper) از انگلستان به مدال برنز این وزن دست یافت.

iewdovwyve_3

 

 

 

 

 

منبع:

اندرز های حضرت عمر فاروق(رض)

۱—- افضلترین عبادات ادا کردن فرایض است.

۲—- ازهمه کارها مهمترنماز است.کسیکه نماز را حفظ کرد،دین خود را حفظ کرده است.

۳—- صبرهنگام فرارسیدن مصیبت و همچنین بر ترک معصیب ثواب دارد.

۴—- خداوند(ج)بر آنکس رحم نمیکند که او بر دیگران رحم نیکند و خطا آن کس را نمی بخشد که او از سر خطای دیگران نمیگذرد.

۵—- هوش کنید که از کتاب الله غفلت نورزید وتا هنگامیکه از آن پیروی میکنید گمراه نخواهید شد.

۶—- دو چیز را مراعات نمایید:یکی انصاف هنگام قضا و دوم انصاف هنگام تقسیم.

۷—- سه چیز محبت را دردل برادرت قایم خواهد کرد:۱(پیشقدمی در سلام)۲(خواندن به اسمی که مورد پسندش باشید.)۳(جای دادن او در مجلس.)

۸—- طمع فقیر بارمی آورد وقناعت استغنا.

۹—- زلزله در زمین از کثرت زنا وقحط از جور حکام پدید می آید.

۱۰—- به نزد توبه کننده گان بنشینید که قلوب شان نرم است.

۱۱—- بنده یی که به خاطر خداوند(ج) تواضع اختیارکند،خداوند(ج)حکمت او را بلند خواهد برد.

۱۲—- کاری بکن که اگر مردم ترا بینند،خجل نباشی.